|
ادیانی ها
دانشجویان ورودی 90 دانشگاه تهران
|
پوریم (به عبری: פורים) یکی از بزرگترین جشن های یهودیان است. یهودیان در جشن پوریم در دو نوبت به قرائت کتاب استر می پردازند. آنان واقعه کشتار بیش از ۷۰۰۰۰ نفر از ایرانیان را معجزه الهی می دانند و به همین مناسبت سیزدهم ماه ادار را روزه می گیرند . چهاردهم و پانزدهم ماه ادار را به رقص می پردازند و آنقدر از شراب قرمز می نوشند تا خوب را از بد تشخیص ندهند علت این کار نجات آنان توسط همین شراب است.
ادامه مطلب [ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 12:53 ] [ ا.زارع ]
[ ]
مصر اولین جایی بود که اناکورت ها گرد آمدند و رفته رفته به یک لشکر واقعی تبدیل شدند و در اختیار نخستین اسقف های مسیحی قرار گرفتند.
کلمه ی اناکورت از فعلی مشتق می شود که به زبان یونانی به معنی گوشه گیری و اعتکاف است و اناکورت یک راهب عاکف است که تنها و دور از مردم در پناهگاهی که آن را ارمیتاژ نام داده اند،زندگی می کند . گاه نیز دیده می شود که یکی از این گوشه گیران بر فراز یک ستون ۸ متری که در میان شن ها و ماسه های بیابان برافراشته شده زندگی می کند و در این حالت به او استیلیت می گویند یعنی زاهدی که روی ستون زندگی می کند. غذا به آن صورت عادی که مردمان می خورند،نمی خورند.روزه می گیرند و دعا می خوانند. به عالم غور و تامل می روند. عده ی دیگر نیز هستند که روی زمین دایره ای به قطر ۱۰ متر دور خود می کشند و هرگز از آن دایره بیرون نمی روند. جمعی دیگر در یک درخت تو خالی معتکف می شوند و فقط سر خود را برای خوردن از سوراخ درخت بیرون می آورند. در واقع اینها دیوانگان خداوند هستند! *** ۱.کتاب دنیای تئو.صفحه ی ۱۳۱ ۲.از تمام دوستان بابت عدم تصویر این پست عذرمی خوام اما هرچه گشتیم در مجازی آباد اصلا چیزی به نام اناکورت وجود نداشت چه رسد به تصویرشون! ۳.هرکدوم از دوستان اطلاعات بیشتری پیرامون این گروه دارند مشتاقانه منتظرشون هستیم [ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 20:44 ] [ ف.س.مظلومی ]
[ ]
بازگشت به اصالتها و رونق بازار معنویت که ما در عصر خود شاهد رشد سریع آن هستیم معلول همین واقعیت می باشد که فی نفسه پدیده ای مبارک است.اما آنچه در این شرایط سخت نگران کننده و هشداردهنده است سر بر آوردن کیش ها ومسلکها و فرقه های عرفانی گوناگونی است که در قالب ها و مدلهای رنگارنگ و جذابی عرضه می شوند در حالی که هیچ بهره ای از چشمه سار حقیقت به مخاطبان کمال جوی خود تقدیم نمیکند.تردیدی نیست که این گونه کیش ها و مسلکها از آن جهت که بر اصول و پایه های واقعی بنیاد نشده اند نه تنها درمان کننده بحرانهای اخلاقی روحی و معنوی انسانهای این عصر نمیباشد بلکه خود به تشدید این بحرانها کمک می کنند . با توجه به رواج گسترده انواع واقسام کیش ها ونحله های مدعی عرفان و معنویت در جامعه ایرانی ما و روی آوردن هزاران جوان جویای معنویت به این گونه جریانها لازم است گامهایی در جهت شناخت صحیح و شناسایی دقیق آنها برداشته شود و درصدد آنیم بدون پیش داوری و پرهیز از تحلیل هر گونه دیدگاهی صرفا به کنکاش پیرامون برخی از مهمترین انواع کیش های مدعی عرفان که از رواج نسبی برخوردارند بپردازیم...به زندگی و سلوک شخصی پدیدآورندگان آنها نظری بیفکنیم و اصول فکری و اخلاقی آنها را در معرض قضاوت منصفانه خوانندگان ارجمند بگذاریم.. عرفانهای آمریکایی پائولوکوئیلو:
پدرش مهندس بود و مادرش زنی متدین و خانه دار بود.خانواده اش بسیار علاقه مند بودند که کوئیلو یا مهندس شود یا حقوق دان و بدین منظور بر او فشار بسیاری می آوردند.در هفت سالگی او را به مدرسه یسوعیان گذاشتند که محیط و مقررات آن مطلوب پائولو نبود .با این حال او رویای واقعی تمامی عمر خود را در راهروهای همان مدرسه یافت یعنی نویسندگی. و ......کیمیاگر کتاب کاملا متفاوتی از او .... این کتاب نشان داد که آثار کوئیلو قابل تامل است.شاید او ادیب بزرگی نباشد اما نویسنده بزرگی است. سیر داستان بلند کیمیاگر خطی است.خواننده از همان اول همسفر سانتیگو (نام جوان رمان)میشود و یک دوره راز آموزی سیر و سلوک را با او آغاز میکند. اگر از نظر عناصر دخیل داستان نگاه کنیم یکی از عناصی اصلی صحراست.دیوارها برداشته میشود ..چوپان در کلیسا خواب میبیند و حرکت خود را از درون یک کلیسا آغاز میکند...اما ساتیگو گنج خود را در صحرا می یابد زیر درخت انجیر مصری. نکته بسیار مهم و اصلی در تحلیل رمان کیمیاگر این است که این رمان سراسر شباهت بسیاری با حکایت دفتر ششم مثنوی دارد.«حکایت آن شخص کی خواب دید "کی آنچ" میطلبی از یسار به مصر وفا شود آنجا گنجی است در فلان محله در فلان خانه.» بود یک میراثی مال و عقار جمله را خورد و بماند او عور و زار مال میراثی ندارد خود وفا چون به ناکام از گذشته شد جدا حال آنکه او از "عهد عتیق " عهد جدید و از عرفان هندی و از روانشناسی به نام یونگ متاثر است و تاثر خود را نشان میدهد و به آنها اشاره میکند. و از دیگر آثار او: بریدا..عطیه برتر ..والکریها.. کنار رود پیدرا نشستم و گریستم..مکتوب..کوه پنجم..راهنمای دلاور نور..نامه های عاشقانه یک پیامبر..و کیمیاگر۲(۱۱دقیقه) [ دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 ] [ 22:17 ] [ ف.صاحبدل ]
[ ]
معرفی دیوار ندبه، به بخشی از دیوار باختری مسجد الاقصی گفته می شود که برای ادیان ابراهیمی از تقدس ویژه ای برخوردار است. به اعتقاد یهودیان، این دیوار، بخشی از هیکل سلیمان است که پس از سالها همچنان باقیمانده است. مسلمانان هم -که آن را دیوار براق می خوانند- معتقدند که پیامبر گرامی اسلام، در سفر خود به معراج، مرکب خود را به این دیوار بستند (براق نام مرکبی بهشتی است). تاریخچه از آنجا که یهودیان، این دیوار را از جمله آثار باقیمانده از هیکل سلیمان میدانند، همواره درصدد به دست آوردن آن بودند. تفریباً از قرن 10 بود که تلاشهایی برای تصرف آن صورت میگرفت که اوج آن در سدهی 13 بود. تا حدی که در شهریور 1301، یهودیان با مسلمانان، بر سر تصاحب دیوار درگیر شدند. طی این جریان - که به انقلاب براق مشهور است- عدهای از دو طرف، کشته شدند. در آن زمان، قیمومیت فلسطین در دست انگلستان بود و به همین خاطر، انگلستان دربارهی این موضوع داوری نمود. نتیجه این شد که دیوار براق، در دست مسلمانان بماند اما یهودیان، به شرطی که از وسایل ویژهی عبادت خود استفاده نکنند، میتوانند از آن زیارت کنند. سالها بعد، در پی اشغال بیتالمقدس به وسیلهی نیروهای اسراییلی در سال 1346، سربازان، خانههای اطراف دیوار را خراب کردند و محوطهای جهت انجام مراسم عبادی یهودیان ساختند. از آن زمان تا کنون، ادارهی دیوار براق در دست اسراییل است. اعتقاد یهودیان در متون کهن یهودی نام «دیوار غربی معبد» ذکر شده است، اما شک وجود دارد که این دیوار یادشده، همین دیوار غربی امروز است یا دیوار دیگری در محدودهی معبد. در گذشته از همین دیوار که امروزه وجود دارد، به عنوان دیوار غربی نام استفاده کردهاند. البته نام دیوار ندبه از نام عربی آن (المبکئ) به معنی مکان گریستن گرفته شده است، اما اکنون، همانگونه که گفته شد، مسلمانان به آن دیوار براق میگویند. دیوار ندبه در حال حاضر در حال حاضر، ادارهی دیوار ندبه در دست مرکزی اسراییلی به نام بنیاد کوتل است که زیر نظر وزارت امور مذهبی اسراییل فعال است. گفتنی است در تمام روزهای سال و در تمامی ساعات شبانهروز، تمامی افراد، چه مسلمان و چه یهود و ...، میتوانند از آن دیدن کنند [ سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 ] [ 23:6 ] [ ف.س.مظلومی ]
[ ]
منشا تصوف در ایران 1 اسلام و قرآن منشا حقیقی تصوف هستند.اینکه ائمه بزرگ دنیای اسلام امام شافعی،امام غزالی، به طریقه ی صوفیه به نظر تایید نگریسته اند نشان می دهد که اهل شریعت این طریقه را از تعلیم قرآن خارج نمی دیدندوحتی صوفیه که طریقه ی خود را عبارت از پیروی دقیق از سیر و شریعت رسول تلقی می کنند . صوفیان پیامبر را "انسان کامل" می دانستند و تصوف اسلامی هم در شکل معتدلی که در تعلیم غزالی دارد و هم در شکل افراط آمیزی که در کلام ابن عربی پیدا کرده است بر پیروی از سنت و سیرت رسول مبتنی است و عرفان صوفیه بر خلاف آنچه در نزد عرفای مسیحی مطرح بوده است به هیچ وجه مستلزم التزام رهبانیت و تجرد نیست تا در سیرت و سنت رسول و صحابه نتواند سرمشقی برای کمال خویش بیابد. 2تشابه با دین زرتشت:توجه زرتشت به عالم طبیعت و اتحاد انسان با عالم و اعراض وی از زهد و ریاضت که یک ویژگی تعلیم زرتشت است انصراف به ماده نیست،"استغراق در خداست" مسئله ی ولایت هم که به ولی کامل امکان می دهد که به خاطر خلافت الهی خویش و اتصالی که به حق دارد در امور عالم تصرف کند ،قدیمی ترین تصورش را در عقاید ایرانی باید در مفهوم "خورنه : فره" منسوب به زرتشت شمرد که در اوستا بدان اشارت هست و منشا لغت هر چه باشد، انتساب فره به وی از زرتشت یک انسان کامل می سازد و گویی با عنوان نوعی مقام ولایت به زرتشت منسوب می شود . {در نزد زرتشتیان کسی که تعلیم و ترویج روزه داری می کرد آشموغ خوانده می شد و به موجب "وندیداد" مستوجب کیفر بود} 3تشابه با آیین بودا :از آثار نفوذ این آیین ذکری است که از شمن و بت در ادب فارسی صوفیه و غیر صوفیه هست و گه گاه با لحنی دوستانه و محبت آمیز از آن یاد شده است و اینهمه از طول انس و سابقه الفت با کیش بودایی حکایت دارد. 4تشابه با مسیحیت :از جمله در نزد فرقه های مسیحی در نزد فرقه ایی معروف به حنانیه ظاهرا اعتقاد به وحدت وجود به مذهب جبر منجر می شودو در نزد طایفه ی مصلیان فقر و درویوزگی درویشانه گه گاه بهانه هایی برای هرزه گی ها و بی بند و باری ها می شد و نظیر این افراط ها در صوفیه یا فرقه ها ی منسوب به آنها هم از قدیم خاطر نشان شده است و همچنین رهبانیت و تجرد مسیحیان نیز نمونه ای دیگر از شباهت هاست . 5 تشابه با آیین گنوسی : پیروان این مذاهب غالبا جسم را به منزله ی زندان روح تلقی می کردند و نیل به ماورای عالم حس را به عنوان راز واقعی"عرفا"(گنوسیس (gnosisجستجو می نمودند. پیروان مذهب گنوسی غالبا طبقات مردم را هم سه گونه می دانند :1اهل ماده یا جسمانیان( hylics)اهل روح یا روحانیان (psychics ) ،اهل نفس یا نفسانیان ( pneumatics ). نجات اهل روح را به وسیله ی ایمان میسر می شمرند و نجات اهل نفس را به وسیله ی عرفان و معرفت باطنی (gnosis )، اهل ماده هم مادام که در همان مرحله باشند به نجات دسترسی ندارند. اما در هر حال بدون معرفت باطنی ، ریاضت های رمزآمیز و تقدیم قربانی ها طریق نجات برای کسانی هم که اهلیت نجات دارند مجهول خواهد بود. در عرفان گنوسی دو آیین وجود دارد : 1 آیین مندایی(مذهب یکدسته از اقوام سامی ایران و بین النهرین است) 2 ایین مانی( که بنیانگذار مانی،در بابل پرورش یافت وبه زبان سریانی حرف می زد) مندائیان به مغتسله هم معروف بودند زیرا به امر غسل و تعمید در آب ها ی جاری اهمیت خاصی می دادند و هفته ای یک روز-یکشنبه ها- نیز با حضور کاهن مراسم تعمید را برای رفع پلیدی ها و گناه ها انجام می دادند. اساس تعلیم مانی در اعتقاد، بر (دو اصل) و (سه دور) است . دو اصل عبارت است از نور و ظلمت که با روح و ماده منطبق است و سه دور هم عبارت است از اعتقاد به این که ورای دور کنونی که نور و ظلمت با هم درآمیخته اند دور دیگری هست که در آن نور و ظلمت جدا بوده است (نشئه ی اولی) و همچنین دور سومی هم در آینده هست که با جدایی نهایی نور و ظلمت نجات واقعی تحقق خواهد یافت (نشئه ی اخری ) نتیجه 1 معهذا علت عمده ی پیدایش یا توسعه ی تصوف در ایران حالت اعتراض زهاد و صوفیه بود نسبت به دستگاه خلافت. 2 در حلقه ی قصه گویان و قاریان هم که در مساجد با نقل حکایات عبرت انگیز گنهکاران گذشته، مسلمانان را به لزوم توبه و التزام ریاضت فرامی خواندند. به علاوه قدیمی ترین جماعت صوفیه غالبا به عنوان عکس العمل در مقابل فقدان عدالت اجتماعی به " هجرت روحانی " دست زده اند و حتی صوف پوشیدن آنها همچون اعتراضی بوده است بر افراط کسانی که در پوشیدن لباس به تکلف و خودنمایی می گرائیده اند و هم گرایش آنها به معرفت و تاویل باطنی به مثابه ی عصیانی بوده است بر دو طریقه ی معرفت رایج در عصر : معرفت نقلی و ظاهری که اهل حدیث و سنت بوده اند و معرفت عقلی و جزمی که معتزله و مترجمان کتب یونانی بودند. بدینگونه تصوف که از هماهنگی با مفاسد دنیای موجود خود را کنار می کشید سرانجام تدریجا از زهد و ریاضت به معرفت قلبی و اشراق منجر شد. این مطلب برای بیان شباهت ها و تاثیرات مذاهب و فرقه های مختلف در تصوف ایران است ولی تاثیر بارز در تصوف اسلامی مطمئننا خود اسلام و قرآن است و همینطور امام علی ع در میان صوفیان به زهد مشهور است. [ پنجشنبه یازدهم اسفند 1390 ] [ 16:30 ] [ م.یوسف اقدم ]
[ ]
چندی پیش در نمایه ای این سر تیتر نظرم را جلب نمود که اینگونه آورده شده بود:
انتشار کتاب چالش بر انگیز "بیایید پیرو عیسی باشیم...عیسی واقعی!" دیوید .ای.رید ویراستار مجله Christian Research journal با انتشار کتابی با این عنوان عقاید پیروان مسحیت را به چالش کشیده است. وی در این کتاب با دفاع از عقاید" دیتریش بو نهوفر " الهی دان مشهور آلمانی موسوم به "متاله خطرناک" این عقیده را که خداوند به واسطه عیسی مسیح همه گناهان مسیحیان را خواهد بخشید به چالش کشیده و می گوید:خدا هیچ بنده ای را بدون توبه نخواهد بخشید." دیوید رید که نام و آوازه اش بیشتر مرهون کتابهایی در نقد عقاید و مکتب فکری مورمون ها و شاهدان یهود است در کتاب جدیدش کلیساهای سنتی را به چالش کشیده است! این کتاب با عنوان فرعی "انجیل به زبان ساده برای غیر مو منین و نومومنین به مسحیت" مسیح را برای کسانی که نمیشناسند معرفی میکند...اما نویسنده بیشترکلیساروان را جزو افرادی میداند که مسیح را درست نمیشناسد. او در بخشی از این کتاب آورده است :"مسیح گفت:بسیاری در آن روز مرا خواهند گفت:مسیحا آیا ما تو را پیامبر ندانستیم ؟....به نام تو شیطان را بیرون نراندیم؟...و به نام تو بسیاری اعمال مشقت بار را انجام ندادیم؟..پس من درپاسخ آنها خواهم گفت:من هرگز شما را نمیشناسم." هزاران کلیسا در کشور آمریکا "عیسایی "را تبلیغ می کنندکه همه چیزو همه کس را می بخشد و به معیارهای اخلاقی و رفتاری جهان امروز روی خوش نشان می دهد اما این آن عیسایی که در انجیل است نیست!" نویسنده این کتاب حدود یک دهه است که ویراستار نشریه Christian Research journal است و ده ها کتاب مربوط به انجیل نگاشته است. گفتنی است انتشار حقیقت نیز در کتابی درباره آرا و آثار دیتریش بونهوفر به قلم رابرتسن ترجمه منصور معتمدی و با ویراستاری مصطفی ملکیان در مجموعه "تفکر دینی در دوره معاصر "منتشر کرده است.
.......................................................................... همراهان گرامی در آینده ای نزدیک منتظر سر مطلبی با عنوان "نگرشی بر جریانهای نو ظهور معنویت گرا"هم باشید! ******************************************************* *به دلیل درخواست دوستان سعی بر آن کردم تا این کتاب ۱۳۵ صفحه ای رابه شکل فایل در اختیار بازدید کنندگان قرار دهم ولی متوجه شدم هنوز ترجمه این کتاب که توسط آقای منصور معتمدی انجام شده به صورت اینترنتی در دسترس نمی باشد!ولی همچنان پیگیر خواهم بود!
[ چهارشنبه سوم اسفند 1390 ] [ 1:2 ] [ ف.صاحبدل ]
[ ]
کره شمالی و کوبا تنها نقاطی از جهان هستند که همچنان آلوده به کمونیسم یا همان طاعون سرخ قرن بیستم باقی مانده اند . کوبا به واسطه نزدیکی اش به آمریکا و روابط خارجی اش با بسیاری از کشورهای دنیا ، سرزمین نسبتا” شناخته شده ای هست . اما بسیاری از مردم دنیا از وقایع و حقایق درون کره شمالی که با سیستمی استالینی اداره میشود ، خبر چندانی ندارند . رهبر کنونی کره شمالی کیم چونگ ایل هست . پدر وی هم رهبر سابق این کشور بود و کیم ایل سونگ نام داشت . البته مردم بدبخت کره شمالی رهبر حکومتشان را (معاون رهبر) می نامند چرا که به فرمودهء مقامات آن کشور ، کیم ایل سونگ نمرده است بلکه به خورشید پیوسته و هر روز جهان را گرم و روشن می کند . در نتیجه مقام رهبری ایشان محفوظ است . در کره شمالی تنها کسی که حق فکر کردن دارد رهبر حکومت است که فرماندهء بزرگ نامیده میشود . وقتی فرماندهء بزرگ دربارهء مسئله ای حرفی زد دیگر هیچکس حق ندارد در آن زمینه اظهار نظر کند . از نظر حکومت کمونیستی آن کشور ، مردم کره شمالی و حتی مدیران و مقامات آن کشور وظیفه ای جز کشف حقیقت در افکار و سخنان رهبر نظام کمونیستی را ندارند . چندی پیش رهبر حکومت کره شمالی ( کیم چونگ ایل ) در حال بازدید از جایی به خانمی که کت و دامن پوشیده بود گفته بود شما در لباس سنتی کره ای زیباتر به نظر می رسید .. همان شب تلویزیون کره شمالی با قطع برنامه های عادی اش اعلام کرد از این لحظه به بعد همهء زنان شاغل در کشورمان موظف هستند که با لباس سنتی کره ای از خانه هایشان خارج شوند تا جهان زیباتر شود! کره شمالی طبیعت بسیار زیبایی دارد و دارای تنوع آب و هوایی شگفت انگیزی است اما مردم این کشور حق خروج از روستا ها یا شهرهایشان را ندارند . در واقع همه در همان جایی که زندگی می کنند زندانی هستند . برای رفتن از روستایی به روستایی دیگر و یا شهری به شهر دیگر باید از حکومت اجازه بگیرند . در کره شمالی کسی حق انتخاب همسر و ازدواج را ندارد ، مگر با موافقت وزارت اطلاعات و امنیت آن کشور . یعنی دختر و پسری که عاشق هم شده اند باید گزارش کاملی از نحوهء عاشق شدنشان ، دلیل عاشق شدنشان ، میزان علاقه و احساسی که نسبت به یکدیگر دارند و خیلی چیزهای دیگری را در چندین صفحه بنویسند و تحویل مقامات امنیتی بدهند تا نوبت مصاحبه شان شود . قبل از مصاحبه ، سیستمهای امنیتی و نظامی کره شمالی هفت نسل پشت و جد و آباد دختر و پسر را بررسی می کنند و نهایتا” اگر مورد مشکوکی دیده نشد ، برای ازدواج آن دختر و پسر جوان مجوز صادر می کنند . ادامه مطلب [ پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390 ] [ 19:5 ] [ ا.زارع ]
[ ]
سلیمان ملک یک معجزه گر بسیار فرزانه و بسیار مقتدر بود.مثل تمام پادشاهان،سلیمان مهر ویژه ای داشت که نشانه ی قدرت و اقتدار مقدس او بود.
مهرسلیمان مشتمل بر دو مثلث بود:راس مثلث اول رو به بالا و نماینده و علامت آتش بود،و راس مثلث دوم رو به پایین بود و نماینده و علامت آب. وقتی مثلث آتش با قاعده ی مثلث دیگر قطع می شد،علامتی بدست می آمد علامت هوا بود و هنگامی که مثلث آب به نوبه ی خود در قاعده قطع می شد،علامت خاک بدست می آمد. و این ستاره ی شش پهلو که مجموعه ی عناصر عالم را نشان می دهد،نشانگر قدرت عظیم سلیمان است. این ستاره که به ستاره ی داوود هم معروف است روی پرچم اسرائیل قرار دارد و به این معناست که یهودیان هم اکنون تحت تاثیر نیروی عظیم سلیمان ملک هستند! مضاف: البته برخی یهودیان اعتقاد دارند: ۱.ستاره داوود نشانه آمیزش نهایت و بی نهایت، جهان دیدنی و جهان نادیدنی است. ۲.بر طبق نظر برخی علمای تورات ستاره شش گوشه دارد که نشان از شش روز هفته دارد. مرکز ستاره را نماد روز هفتم میدانند که روز استراحت است. این معنا به نوعی همان جامعیت و تقدس عدد هفت است. ---------- گمان میرود که این نشان برای اولین بار توسط ادیان شرقی و بخصوص در دین هندو استفاده شده باشد. در این دین، این ستاره نشان تعادل فکر و توازن بین خدا و انسان است. ---------- این نشانه مانند سایر نشانههای ادیان ریشه اجتماعی دارد نه دینی≠ در سمبل گرایی این نماد ترکیب زن و مرد میباشد که مثلث رو به پایین نشانه زن و مثلث رو به بالا سمبل مرد میباشد. [ چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390 ] [ 21:2 ] [ ف.س.مظلومی ]
[ ]
سلام
انشالله همونطور که قول داده بودم بعد از امتحانات قراره هر چند روز اطلاعات جالبی از ادیان و سرزمین های مختلف رو در اختیار شما بگذارم.منبع این اطلاعات کتاب(دنیای تئو)-نوشته ی(کاترین کلمان) هست. قسمت اول:اورشلیم! شهر۳بار مقدس: یروشالاییم:مقدس برای یهودیان یروشالم:مقدس برای مسیحیان القدس:مقدس برای مسلمانان ۲عید پاک و چند مسیح! یهودیان عید ((پاک)) یا ((پسح))خود را به شب وحشتناکی که در طول آن از مصر-جایی که فرعون ساله آنها را در بردگی نگه داشته بود- خارج شدند،جشن می گیرند. مسیحیان((پاک))را به یاد روز باشکوهی که در طول آن،عیسی،که سه روز پیش بر صلیب جان داده بود،حیات دوباره یافت،گرامی می دارند و جشن می گیرند. پاک یهودیان عبارت از طعامی است از یک نوع خاص که در حالت ایستاده یک بره را که در آتش کباب شده است،باسبزی های تلخ و نان فطیر-بدون خمیرمایه- می خورند. اعیاد پاک مسیحیان یک روز پر از شادی است همراه یک دعای دسته جمعی شکوهمند،صبح زود،ناقوس ها رابه شهر رم باز می گردانند،ناقوس هایی که سه روز پیش از آن به علامت عزا از شهر بیرون برده می شود. (چون موسیآن ، فرعون و مصر اورا لعن کرد انواع بیماری ها به آن ها روی آورد و مصیبت آخرین روز از همه بدتر بود!زیرا با برامدن آفتاب تمام نوزادان مصری از جمله پسر فرعون جان باختند. یهودیان به یاد آن شب وحشتناک نان فطیر می خورند! زیرا درآن شب که یهودیان با کفش های راحتی آماده ی فرار از مصر بودند وقت آن را نداشتند که برای برامدن نان به آن مایه زنند و به همین دلیل نان خشک بدون خمیر مایه را برای سفر خود آماده کردند. و آن سبزی ها و علف های موصوف نیز طعم تلخی های به پایان رسیده ی دوران بردگی بود.) شمایلی از سده ۱۶ مربوط به مذهب ارتودکس روسی که در آن رستاخیز عیسی مسیح ترسیم شدهاست. آداب عید پاک یکی از رسوم بسیار رایج در عید پاک رنگ کردن تخم مرغ و خوردن آن است، که بی تردید معنای نمادین دارد. روز عید به ویژه بچهها تخم مرغهای رنگین را، که "خرگوش" در گوشه و کنار باغ پنهان کرده، پیدا میکنند و با لذت میخورند. رنگ کردن تخم مرغ سنتی دیرین است، و احتمالا اشاره به هنر رنگرزی عیسی مسیح است که جامهها را به هر رنگی که میخواست در میآورد. چنانکه خاقانی شروانی، شاعر ایرانی هم به آن اشاره کرده است: عیسی به حکم رنگرزی بر مصیبتش نزدیک آفتاب لباس سیاه برد و خرگوش، نماد زایش و باروری است، حیوان چالاکی است که در آغاز بهار با تمام توش و توان در امر زاد و ولد کوشاست! [ جمعه چهاردهم بهمن 1390 ] [ 16:37 ] [ ف.س.مظلومی ]
[ ]
این لوح مقدسی است به نام " لوح سلیمانی "و سخنانی از حضرت سلیمان را در بردارد که به الفاظ عبرانی قدیم نگارش یافته است که ترجمه ی آن به شرح زیر است:
الله احمد ایلی باهتول حاسن حاسین یاه احمد! مقذا : ای احمد! به فریادم رس یا ایلی! انصطاه! : یا علی! مرا مددی فرمای یا حاسین! بارفو: یا حسین ! خوشی بخش امو سلیمان صوه عنخب ز الهلاد اقتا : این سلیمان اکنون به این پنج بزرگوار استغاثه می کند بذت الله کم ایلی : و علی قدرة الله است
[ چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 ] [ 9:51 ] [ م.یوسف اقدم ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |